منوچهر اميرى

73

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه‍ ) ( فارسى )

است . در حدود صد گونه از اين گياه شناخته شده ، گلهايش نامنظم و معمولا بنفش است و گاهى سفيد . اين گياه در ايران به فراوانى بعنوان گل زينتى در باغچه‌ها كاشته مىشود . در تداوى . . . مورد استعمال دارد ( فرهنگ معين ) . دربارهء اينكه گل بنفشه سفيد هم ممكن است باشد دكتر زرگرى مىنويسد : به ندرت سفيد يا گلى و معطر است ( زرگرى ، ج 1 ، ص 169 ) . بنفشه ( ر ك : بنفسج ) بنگ ( Bang ) ( لا ) Cannabis indica ( فر ) Le chanvre indien بنك سياه باشذ و سرخ و سبيذ و كرد - كون و اين‌همه سرد و خشكست . الابنيه ( بهم 65 ، زل 54 ) بنگ معرب آن بنج است ولى هروى در عنوان نيز بر خلاف قاعدهء معمول كه اصطلاح عربى را مىنويسد بنگ نوشته است . تعريف بنج در ترجمهء صيدنه چنين است : بنج را به لغت هندى بهنك گويند . . . بنج او دو نوع است دشتى و بستانى و به زبان پارسى او را گوزماثل گويند . . . و ابو ريحان گويد بيخ جوزماثل نيست اما عادت طايفه‌اى كه بنك فروشند آن است كه قرصها سازند و در وى بيخ جوزماثل به كار برند و آن قرصها را به جوزماثل نسبت كنند . . . نوع ديگر سپيد است و شكوفهء او زرد است و او را بنگ سپيد گويند و عرب بنج ابيض گويند و آنچه شكوفهء او زرد است قمير گويند و اين نوع را برگها پهن بود و لون او سبز بود كه بسياهى زند و بر شاخهاى او غوزه باشد و تخم بنگ در آن غوزه‌ها باشد ( ترجمهء صيدنه ، ب 30 ) . بنج نباتى است معروف او را به زبان پارسى فنك گويند سه نوع است هر نوعى را تخمى است بعضى سپيد است و بعضى سياه و بعضى سرخ و اندر طب جز سياه و سپيد به كار ندارند ( اغراض ، 615 ) . بنج . . . معرب بنگ فارسى است و به عربى سيكران . . . گويند . نباتى است برگ آن شبيه به برگ بادرنجبويه و بسيار غليظ و در عرض و طول از آن بزرگ‌تر و بسيار سبز و مايل به سياهى . مزغب و طعم آن تند و اندك تيز . و ثمر آن در غلافى شبيه به گل انار در شكل و متراكم . . . مملو از تخمى شبيه به حلبه و بسيار ريزه‌تر از آن و غير مدور و آن سه نوع مىباشد سياه و سرخ و سفيد ( مخزن ) . بنج هو نوعان بزر احدهما ابيض و بزر الآخر اسود و البزر الابيض الدقيق هو البنج و الاسود منه هو الشوكران ( شرح اسماء ، م 55 ) . شوكران غير از بنگ است و حاصل تحقيق مايرهوف را در اين باره در ذيل شوكران نوشته‌ام . بنا به عقيدهء همان محقق بنگ نامى است هندى ( بهنگه bhanga كه در فارسى